عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

407

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

[ دنبالهء مسافرت‌نامه ] 754 بالجمله يكشنبه دهم را هم در دوسارى متوقف و روزه بوديم و بعد از خواندن قرآن به رسيدگى عرايض متفرقه پرداخته و عصر را سوار شده قوشها را سير كرده مقارن غروبى مراجعت نموديم . و روز دوشنبه يازدهم را بعد از خواندن قرآن و نماز و رسيدگى به امورات متفرقه به‌واسطهء سورت گرمى هوا و ضعف روزه از سوار شدن ممنوع [ بودم ] نواقص كارهاى ولايتى را تكميل [ كردم ] و شبانه بعد از افطار به حمام رفتم . توقف در دوسارى - نوروز 755 و سه‌شنبه را چون قدرى تگرگ و باران آمده [ بود ] در دوسارى متوقف [ شده ] و حسب المعمول قرآن خوانده به كارهاى متفرقه رسيدگى كرديم و عصرى سوار شده حسب الرّسم قوشها را سير كرده برگشتيم و شبانه بعد از تحويل آفتاب به برج حمل به امير درّان خان سرهنگ و يار احمد سلطان و سالار نورك و كدخدايان شاه‌آباد به هر كدامى فراخور حال خلعت داده و به آنها حضورا دلجوئى و نوازش كردم . و چهارشنبه سيزدهم را چون كارهاى متعلقه به اين حدود رو به اتمام گذاشته و سيورسات اردو هم تمام شده است پيشخانه را گفتم شبانه حركت كند و درصدد اتمام نواقص كارها برآمدم و فردا را انشاء اللّه به منزل دشتكوچ رفته بعد از بيان شرح راه به تعيين حدود و مزارع و اشخاص و كيفيت آب‌وهواى آنجا حسب المعمول خواهيم پرداخت . هشين 756 صبح پنجشنبه 14 - بعد از اداى نماز همين‌كه يكى دو ساعت از آفتاب گذشت اردو پيش‌وپس حركت كرده روانهء دشتكوچ شدند . راه اين منزل شش فرسخ و جزئى سنگلاخ و اندكى رو به فراز [ ست ] و خطش به شمال سير مىكند و همين‌كه